نمایشگاه "ایران از درون و از برون" در نیویورک
نویسنده : Atousa Salehpour - ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۸
 

نمایشگاه "ایران از درون و از برون" در نیویورک
پانته آ بهرامی

عکاس و فیلمساز در نیویورک


شهر نیویورک روز ۲۵ ژوئن شاهد افتتاح نمایشگاه " ایران از درون و از برون" تاثیر سرزمین مادری و کشور میزبان بر زبان زیبایی شناسی هنرمندان ایرانی معاصر در موزه هنری چلسی بود.

برای اولین بار آثار ۳۵ هنرمند ایرانی درون مرزی با آثار۲۰ هنرمند برون مرزی همراه شد، تا جلوه ای از هنرهای تجسمی ایران را در سه دهه گذشته به نمایش بگذارد.

در روز افتتاحیه بیش از ۵۰۰ نفر از آن دیدارکردند. نمایشگاه تا ۵ سپتامبر در شهر آسمان خراشها ادامه دارد.



۲۱۰ اثر نقاشی، مجسه، چیدمان، ویدیو و عکس به نمایش گذاشته شد تا به بازدیدکنندگان امکان استثنایی نگاهی نزدیک به زندگی مردم درون و برون مرزهای سرزمینی که تصویری بسیار پیچیده تر از تصاویر متداول زنان با حجاب، خط نقاشی و غیره دارند، داده شود.

آثار هنرمندانی چون وحید شریفیان، باربد گلشیری، جینوس تقی زاده، گلناز فتحی، نیوشا توکلیان، شیرین فخیم، مجید معصومی راد، خسرو حسن زاده از داخل و شیرین نشاط، شهرام انتخابی ، میترا طبرزدی، علیرضا قندچی، سارا رهبر، لیلا پسکویی، نارنین پوینده در خارج زینت بخش نمایشگاه "ایران از درون و از برون" است.

محور نمایشگاه بر روی آثار نسل جوان قرار دارد، سم باردویل Sam Bardaouil یکی از طراحان و برنامه ریزان موزه می گوید:"آنچه ما از هنرهای تجسمی ایران می شناسیم به مینیاتورهایی که متعلق به قرن ها پیش است بر می گردد، هدف آن بود که مردم غرب آثار نسل امروز ایران را دریک مجموعه با نگاه دیگری تماشا کنند.”

لیلا تقی نیا - میلانی هلر، گالری دار مقیم نیویورک که از ابتدا برای حمایت مالی و برپایی نمایشگاه با موزه همکاری نزدیک داشت، می افزاید،: "سم از من لیست حداکثر ۱۵ هنرمند را خواست، در ابتدا در دل به او خندیدم، برای شروع لیستی بیش از یکصد نفر را دراختیار او گذاشتم، او بعد آثار یکصد هنرمند دیگر را نیز بررسی کرد و با هر کشف من شاهد عشقی عمیق در او بودم."

در حالی که هنرمندان برون مرزی بیشتر میراث فرهنگی خود را به تصویر می کشند، تاکید هنرمندان داخل بر روی زندگی روزمره است. اما در یک فرایند مکرر شاید هر دوی آنها با هم مشترکند: گاه مبهم، گاهی احساسی. اغلب نوستالژیک ، برخی اوقات طنزآمیز و حتی غمگین برای ایران، کشوری در گذشته که گم شده و می تواند دوباره پیدا گردد.

نمایشگاه شامل پنج بخش است:اول در جستجوی محور شرارت، جنگ و سیاست، دوم جنسیت و سکسوالیتی،کشف مفهوم زنانگی و مردانگی در فرهنگ ایرانی، درون و برون مرزها، سوم ، فروش ویژه بر روی تیپ های متداول، فرهنگ به عنوان کالا، چهارم، بازگردانی، کشف دوباره فرم هنر سنتی در رهیافتی انقلابی در محتوا و فرم، و بالاخره، دنیا کجاست؟ در میان فرهنگ خیابانی در شهر تهران.


فریده لاشایی از ایران، ویدیو نقاشی “نمی خواهم یک درخت باشم”، را همزمان در سه اپیزود به نمایش گذاشت. او که سالهاست به حرفه نقاشی روی آورده، با الهام از مونه در نقاشی و الهام از کتاب “نمی خواهم درخت باشم، مایلم مفهوم آن باشم.”اثر نویسنده ترک، اورهان پاموک برنده جایزه نوبل را در مفهومی شاعرانه به تصویر کشیده بود.

فریده لاشایی می گوید: “ نقاشی در غرب به فرم اهمیت می داد و در شرق در خدمت مفهوم بود، شرقی ها موضوع را نقاشی می کردند. من در واقع با کاراکتر لیلی و مجنون و بازگویی داستان آنها این سه اپیزود را به هم پیوند دادم. در اپیزود دوم چادر لیلی همه چیز را با خود می برد، لیلی در تصویری ثابت بدون لباس و برهنه می شود و دوباره در همان تصویر پوشیده ظاهر می شود. اشعار نظامی مربوط به لیلی و مجنون در پایین صفحه دیده می شود."

"رد پا" اثری تاثیرگذار که به سقف نمایشگاه آویزان بود، کار شهرام کریمی نقاش برون مرزی است. تهیه این کار چهار سال به درازا کشید. کزیمی پرتره ۲۸۴ نفر را در گونی های برنج نقاشی کرده، بدون آنکه نام آنها مشخص باشد. وی می گوید: "این اثر ده متر طول و سه متر پهنا دارد، انسانهایی را که از نظر فکری هرگز درکنار هم قرار نداشتند، در اینجا در کنار هم قرار داده ام. روشنفکران، فعالین سیاسی، نویسندگان و شاعران."

جامعه ایران یکصد سال است که در کشاکش بین سنت و مدرنیته قرار دارد و بهای سنگینی برای آن پرداخته است. بسیاری جان خود را از دست دادند و یا مجبور به ترک وطن شدند. وی معتقد است، "رد پا" در واقع بیوگرافی تصویری افرادی است که زندگی و آثارشان نماد درد و مبارزه مشترک برای مدرنیسم است.

رویا اخوان با سه تابلو تحت عنوان "زیر آسمان کبود" حضور داشت. تابلوها در لایه های مختلف نماینگر صحنه های جنگ بود که با رنگ های قرمز و آبی فیروزه ای خودنمایی می کردند . این هنرمند مقیم پاریس معتقد است: ما ایرانی ها بخاطر وجود آفتاب در سرزمینمان رابطه مخصوصی با رنگ داریم. عنصر غالب در این نقاشی ها مینیاتور است، سربازان بی هویتی که در نهایت همدیگر و به نوعی خود را کشف می کنند. سکوت آنان پاسخی است به کشمکش نهایی انسان: مادیات و روح.”

ویدیو نقاشی "قهوه خانه" که ایده آن متعلق به شجاع آذری است، شاید تنها اثری بود که نمادی از خشونت های اخیر در ایران رانیز به نمایش می گذاشت. این هنرمند مقیم نیویورک معتقد است: "نقاشی قهوه خانه ای کارکردی روایتی داشته که داستان های شاهنامه و بعدها نیز روایت های اسلامی را بازگو می کرد."



در جای جای این نقاشی که با پرژوکتور بر روی دیوار انداخته شده بود و رنگ غالب بر آن نارنجی بود، می توان قسمتهای مختلفی کشف کرد: از جهنم تا بهشت، فرشته ها تا زندان ابوقریب، محشر کربلا تا داستانهای شاهنامه، جنگ عراق تا خشونت های خیابانی اخیر در ایران.

این اثر با صدا و در قسمتهای مختلف به سه زبان عربی، فارسی و انگلیسی دیالوگ های مختلف داشت. از شجاع آذری در مورد آمیختگی اکثر آثار هنریش با سیاست پرسیدم، در پاسخ گفت:"آیا می توانی ایرانی باشی ولی سیاسی نباشی، آیا می توانی از خاورمیانه بیایی و سیاسی نباشی؟"

امیر موبد هنرمند درون مرزی با چیدمان "بکارت" حضوری پر رنگ در نمایشگاه داشت. او از دو ردیف سیب های واقعی که نماد زنانگی است در این چیدمان استفاده کرده بود. ردیف اول با موهای بافته و منظم، نماد دختران باکره و ردیف دوم سیب های برش خورده با موهای آشفته در آن که نماد زنان مورد تجاوز قرار گرفته است. این چیدمان به طور مستقیم به دختران روسپی برمی گردد که از شدت فقر به این پدیده روی می آورند و علت آن نیز در همه جای دنیا یکسان است.

"بشکه نفت" نام چیدمان شیوا احمدی هنرمند برون مرزی است. اثر او سه بشکه واقعی نفت را در معرض دید قرار می دهد و در نگاه اول عناصر زیبایی شناختی مانع از کشف عنصر پنهان نفت می شود اما با نگاهی دقیق تر می توان جنگ های پی درپی برای نفت، این عنصر با ارزش، را در لابلای نقاشی شیوا احمدی خواند.

رنگ سیاه بشکه وسط نمایانگر طلای سیاه نفت و دو بشکه طلایی نماد ارزش نفت به رنگ طلاست. او از حیوانات بدون سر و بی هویت، مینیاتور و طرح های اسلامی به کرات استفاده کرده.

شیوا احمدی همچنین از آبرنگ و پخش آن برای طرح مفهوم عدم استواری و پایندگی در صحنه جنگ بهره برده.

شیوا احمدی ۶ ساله بود که جنگ ایران و عراق آغاز شد و مهاجرتش مصادف شد با جنگ آمریکا در عراق و او را دوباره به خاطرات تلخ کودکی برد.

او در این باره می گوید:" زمانی که جنگ ادامه پیدا کرد،لغت های تصویری من کمتر ادبی و بیشتر پیچیده و روایتی شد. روزی نیست که در آن بمبی منفجر نشود، آثار من از نقاشی های دو بعدی بر روی کاغذ به نقاشی سه بعدی بر روی بشکه نفت تغییر یافته. علت آن اعتقاد من به نقش مهم نفت در تضادها و جنگ های کنونی دنیاست."


 
comment نظرات ()
 
 
 



 
بالاي صفحه

كليه حقوق اين سايت متعلق به مديريت سايت ميباشد

All Rights Reserved 2010 © by visualarts.persianblog.ir

Designed By Iman Khoshniat @ V:3.0 POWERED BY PERSIANBLOG.IR